سالمندی؛ آینده‌ای که باید امروز برایش تصمیم بگیریم

یادداشت رقیه رحمانی، مدیرکل بهزیستی استان مازندران

سالمندی، پیش از آنکه یک عدد در آمارهای جمعیتی باشد، بخشی از آینده هر جامعه است. آینده‌ای که اگر امروز برای آن تصمیم نگیریم، فردا ناگزیر با پیامدهای آن مواجه خواهیم شد.

سال‌هاست وقتی از سالمندان سخن می‌گوییم، ذهن ما بیشتر به سمت مراقبت، درمان، حمایت و نگهداری می‌رود. این خدمات ضروری‌اند، اما مسئله سالمندی را نمی‌توان تنها در چارچوب دریافت خدمت تعریف کرد. پرسش اساسی این است که چگونه جامعه‌ای بسازیم که انسان در سال‌های سالمندی نیز بتواند زندگی کند، انتخاب کند، ارتباط داشته باشد، یاد بگیرد، مشارکت کند و احساس مفید بودن و تعلق داشته باشد؟

اینجاست که باید نگاه ما به سالمندی تغییر کند؛ از «مراقبت از سالمند» به «ساختن زندگی باکیفیت برای سالمند».

مازندران، به‌عنوان دومین استان سالمند کشور، زودتر و جدی‌تر از بسیاری از مناطق با واقعیت سالمندی جمعیت مواجه شده است. واقعیتی که ضرورت برنامه‌ریزی امروز برای فردای سالمندان را دوچندان می‌کند. این تغییر جمعیتی را نباید صرفا به عنوان یک تهدید یا افزایش بار بر نظام خدمات اجتماعی دید. بلکه باید آن را هشداری برای بازنگری در سیاست‌ها و فرصتی برای طراحی آینده‌ای انسانی‌تر دانست.

نگاه نو به سالمندی یعنی سالمند را نه صرفا دریافت‌کننده خدمت، بلکه انسانی صاحب حق، تجربه، انتخاب و نقش اجتماعی ببینیم. بر همین اساس، مفهوم مراقبت نیز باید بازتعریف شود. مراقبت فقط رسیدگی به نیازهای جسمی نیست؛ امنیت روانی، حفظ ارتباط با خانواده، حضور در اجتماع، تحرک، فعالیت‌های فرهنگی و ورزشی، دسترسی به خدمات توانبخشی، امکان یادگیری و مهم‌تر از همه، حفظ استقلال و کرامت انسانی، همگی بخشی از زندگی سالمندی مطلوب هستند.

دهکده سلامت سالمندان؛ از نگهداری تا زندگی

در چنین نگاهی، ایده دهکده سلامت سالمندان معنایی فراتر از ایجاد یک مرکز یا مجموعه خدماتی پیدا می‌کند. دهکده سلامت سالمندان، اگر قرار است به یک الگوی موفق تبدیل شود، نباید صرفاً مکانی برای اقامت یا ارائه خدمات مراقبتی باشد؛ بلکه باید محیطی برای زندگی باکیفیت، پویا، مستقل و همراه با کرامت باشد.

تصور ما از دهکده سلامت سالمندان، محیطی است که در آن سلامت، توانبخشی، رفاه اجتماعی، فعالیت‌های فرهنگی، ورزش، آموزش، فراغت و ارتباطات اجتماعی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند؛ محیطی که سالمند در آن احساس نکند از جامعه فاصله گرفته، بلکه خود را عضوی از یک جامعه زنده و پویا بداند.

در چنین الگویی، سالمند تنها خدمت دریافت نمی‌کند؛ انتخاب می‌کند، ارتباط برقرار می‌کند، فعالیت دارد و نقش ایفا می‌کند. دهکده سلامت سالمندان می‌تواند بستری برای حضور خانواده، مشارکت سازمان‌های مردم‌نهاد، استفاده از ظرفیت خیرین، حضور بخش خصوصی و همراهی دستگاه‌های اجرایی باشد. بنابراین، تحقق چنین ایده‌ای متعلق به یک دستگاه نیست؛ یک پروژه اجتماعی و استانی است که به عزم مشترک و مشارکت همه ظرفیت‌های استان نیاز دارد.

ما در مازندران باید از همین امروز درباره این آینده گفتگو کنیم؛ درباره اینکه چه زیرساختی می‌خواهیم، سالمندان آینده چگونه زندگی خواهند کرد و چگونه می‌توانیم محیطی فراهم کنیم که سالمندی، به معنای محدود شدن زندگی نباشد.

البته هیچ زیرساختی جای خانواده را نمی‌گیرد. خانواده همچنان نخستین و مهم‌ترین بستر حمایت از سالمند است. بنابراین، توسعه خدمات تخصصی باید همزمان با تقویت خانواده دنبال شود؛ به گونه‌ای که خانواده در مسیر مراقبت تنها نماند و سالمند نیز برای دریافت خدمات، ناچار به از دست دادن ارتباطات عاطفی و اجتماعی خود نباشد.

اما ساخت آینده سالمندی فقط با ایجاد مراکز جدید محقق نمی‌شود. باید از سالمندپذیری شهرها و محله‌ها سخن بگوییم.

آیا خیابان‌ها و فضاهای عمومی ما برای سالمندان قابل استفاده‌اند؟

آیا حمل‌ونقل عمومی، بوستان‌ها، مراکز درمانی و خدمات شهری با نیازهای آنان هماهنگ است؟

آیا سالمند در محله خود فرصت دیدار، گفتگو، فعالیت و مشارکت دارد؟

و مهم‌تر از همه، آیا جامعه هنوز تجربه و دانش سالمندان را یک سرمایه می‌داند؟

این پرسش‌ها نشان می‌دهد که سالمندی، مسئله یک دستگاه یا یک وزارتخانه نیست. موضوعی میان‌بخشی و متعلق به همه جامعه است. هر خیابانی که برای سالمند مناسب‌تر می‌شود، برای کودک و فرد دارای معلولیت نیز مناسب‌تر خواهد بود. هر محله‌ای که امکان ارتباط و مشارکت اجتماعی را افزایش می‌دهد، برای همه نسل‌ها انسانی‌تر خواهد شد. از این منظر، سالمندی را نباید به سال‌های پایانی زندگی تقلیل داد. سالمندی می‌تواند دوره‌ای برای انتقال تجربه، آموزش نسل‌های جوان‌تر، ارتباط بین‌نسلی و نقش‌آفرینی اجتماعی باشد.

بهزیستی نیز در این مسیر، خود را صرفا متولی ارائه خدمات نمی‌داند بلکه در کنار وظایف تخصصی خود، به دنبال تسهیلگری، سیاست‌گذاری و ایجاد هماهنگی میان ظرفیت‌های مختلف برای شکل‌گیری زیست‌بوم سالمندی است. زیست‌بومی که در آن دولت، خانواده، بخش خصوصی، خیرین، سازمان‌های مردم‌نهاد، دانشگاه‌ها، مدیریت شهری و خود سالمندان، هر کدام سهمی در ساختن آینده دارند.

ما در مازندران نمی‌خواهیم تنها برای افزایش تعداد سالمندان، ظرفیت خدمات را افزایش دهیم؛ می‌خواهیم برای کیفیت زندگی سالمندی برنامه‌ریزی کنیم. دهکده سلامت سالمندان نیز در همین چارچوب باید دیده شود نه به عنوان یک ساختمان، بلکه به عنوان یک الگوی نوین برای زندگی سالمندی؛ الگویی که سلامت، استقلال، مشارکت، خانواده و کرامت را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد. زیرا ما امروز که درباره سالمندان سخن می‌گوییم، در حقیقت درباره آینده خودمان تصمیم می‌گیریم.

سالمندی، آینده‌ای دور نیست؛ آینده‌ای است که از امروز آغاز می‌شود.

کد مطلب 204127

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 4 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد